حسینحسین، تا این لحظه: 16 سال و 2 ماه و 21 روز سن داره

شیرین تر از عسل

آب بازی......................

1391/3/26 16:15
نویسنده : جوجو کوچولو
149 بازدید
اشتراک گذاری

درررررررررررررود
بالاخره اومدم انزلی!!!!خب بعد از مدت ها انتظار و دلتنگی چشم انزلی به جمال حسین کوچولوی خوشگلمون روشن شد......هوووووررررررررررا
ما در ابتدا به علت تغییر قیافه ی یه عده , اونا رو کامل نشناختیم و زیاد باهاشون گرم نگرفتیم ولی دیری نپایید که فهمیدیم عه!!!!!اینا همون دوست جونای قدیمیه خودمون هستن و دوباره باهاشون دوست شدیم و فریاد آنا و در بعضی مواقع آناهیتا و حتی در پاره ای از اوقات آزاده هم سر دادیم(البته آزاده رو با اکراه و از روی اجبار سر دادیم!!!چه کنیم که دل رحمیم دیگه!!!نیشخند)
خلاصه عصر به هر زحمتی که بود اینا رو مجبور کردیم بریم دریا یا بهتر بگم آب بازی!!!!(قابل ذکره که کلی هم برای بازی ایتالیا استرس داشتیم!!! و در طول راه فریاد توتی توتی سر میدادیم که مامانمون فکر میکرد میگیم طوطی که بسی در اشتباه بود!!نیشخند)
از اونجایی که که ما آمار گرفته بودیم و فهمیده بودیم که میخوایم بریم ساحل دهکده ساحلی همچین تیپ خفنی زدیم که دخترای دهکده واسمون سر و دست میشکوندنخجالت و کلی هم شماره گرفتیم البته دور از چشم مامان بابانیشخند ( بالاخره با این حرفایی که میزنم فیلترم میکنن!!!!چشم)
بالاخره رسیدیم ساحل در ابتدا به علت بررسی اوضاع ساحل و عمق آب و تعیین PH و .....زیاد خودمون رو درگیر شنا نکردیم اما بعد یهویی در حرکتی انتحاری زدیم به آب!!
در ساحل دو تن از مهندسان زبردست و مبتکر  وطنی که یکیشون جوان مجرد نیشخند  و زیبا و دیگری
سالخورده  حالا تقریبا زیبا و.....(باقیشو میزارم تا عید اگه تغییر نکرد میگمنیشخند) بودند دست به ابتکار و هنرنمایی زدند و بنایی تاریخی رو ساختند که توسط یه فرد بیمه گزار که در اون حوالی از روی بیکاری پرسه میزد بیمه شد!!!ما هم رفتیم وسطش عکس گرفتیممژه سندش هم در وزارت کشور نه ببخشید کلا سندش هم  موجوده...یه عکسی در این راستا داریم که توش چند تا پای مزاحم افتادن!ولی اشکال نداره میزاریم واستون.....امروزم باز قراره بریم گردش...دل همگی آب!!!!جهت آب شدن بیشتر به عکس زیر توجه فرمایید
بدرودتون


پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (3)

مریم خانم
26 خرداد 91 16:29
وای چه کوچولوی نازی واقعا شیرینی به منم سربزن


سپاس مریم خانم حتما بهتون سر میزنیم
نسیم
2 تیر 91 12:42
برای ما هم یه قلعه می ساختین دیگه
راستی چرا نمی یاین تو وب من


نسیم!!!!ما بدون هیچ ابزاری و با مشقت بسیار اینو ساختیم!!!ایشالا بیاین یه دو نبش میسازیم:دی
وب شما هم چشم رو جفت چشام سر میزنیم


الان سر زدمااااااااااا میزنه
Oops! This link appears to be broken.
بابای نسیم خوشگله
2 تیر 91 13:01
جوجو کوچولو ما که تو این وانفسای گرد و خاک و ریز گرد و ... داریم به زور به حیات خودمان ادامه میدهیم با خوندن این مطالب بسیار شاد و محظوظ گردیدیم و یه عالمه گشاده رو شدیم.به همین دلیل تصمیم گرفتیم ما هم مثل شما هفته دیگر با نسیم خوشگله و سیمیندخت خانوم و بانو فریده تنمان را به آب بزنیم ولی در ساحل بندر دیلم.شاد و سرزنده باشی همیشه

هه!!:دی به امید روزی که همه با هم بریم تنی به آب بزنیم!!!!ون گرد و خاک لعنتی هم حداقل یه مالچ پاشی نمیکنن!!!!! حالا غصه نخورید از قدیم گفتن گرد و خاک باد آورده رو باد میبره:پی