آب بازی......................
درررررررررررررود
بالاخره اومدم انزلی!!!!خب بعد از مدت ها انتظار و دلتنگی چشم انزلی به جمال حسین کوچولوی خوشگلمون روشن شد......هوووووررررررررررا
ما در ابتدا به علت تغییر قیافه ی یه عده , اونا رو کامل نشناختیم و زیاد باهاشون گرم نگرفتیم ولی دیری نپایید که فهمیدیم عه!!!!!اینا همون دوست جونای قدیمیه خودمون هستن و دوباره باهاشون دوست شدیم و فریاد آنا و در بعضی مواقع آناهیتا و حتی در پاره ای از اوقات آزاده هم سر دادیم(البته آزاده رو با اکراه و از روی اجبار سر دادیم!!!چه کنیم که دل رحمیم دیگه!!!
)
خلاصه عصر به هر زحمتی که بود اینا رو مجبور کردیم بریم دریا یا بهتر بگم آب بازی!!!!(قابل ذکره که کلی هم برای بازی ایتالیا استرس داشتیم!!! و در طول راه فریاد توتی توتی سر میدادیم که مامانمون فکر میکرد میگیم طوطی که بسی در اشتباه بود!!
)
از اونجایی که که ما آمار گرفته بودیم و فهمیده بودیم که میخوایم بریم ساحل دهکده ساحلی همچین تیپ خفنی زدیم که دخترای دهکده واسمون سر و دست میشکوندن
و کلی هم شماره گرفتیم البته دور از چشم مامان بابا
( بالاخره با این حرفایی که میزنم فیلترم میکنن!!!!
)
بالاخره رسیدیم ساحل در ابتدا به علت بررسی اوضاع ساحل و عمق آب و تعیین PH و .....زیاد خودمون رو درگیر شنا نکردیم اما بعد یهویی در حرکتی انتحاری زدیم به آب!!
در ساحل دو تن از مهندسان زبردست و مبتکر وطنی که یکیشون جوان مجرد
و زیبا و دیگری
سالخورده حالا تقریبا زیبا و.....(باقیشو میزارم تا عید اگه تغییر نکرد میگم
) بودند دست به ابتکار و هنرنمایی زدند و بنایی تاریخی رو ساختند که توسط یه فرد بیمه گزار که در اون حوالی از روی بیکاری پرسه میزد بیمه شد!!!ما هم رفتیم وسطش عکس گرفتیم
سندش هم در وزارت کشور نه ببخشید کلا سندش هم موجوده...یه عکسی در این راستا داریم که توش چند تا پای مزاحم افتادن!ولی اشکال نداره میزاریم واستون.....امروزم باز قراره بریم گردش...دل همگی آب!!!!جهت آب شدن بیشتر به عکس زیر توجه فرمایید
بدرودتون


آب بازی......................
